بررسي اثر فاصله كاشت و كود نيتروژن  بر عملكرد و اجزاي عملكرد باقلا   (سال 90-89 )

هادي  خموشي 1  دکتر ناصر محمديان روشن 2   دكتر مرتضي سام دليري 3  زهرا  فروغي 4

1-  فارغ التحصیل كارشناسي ارشد رشته مهندسي كشاورزي -  زراعت دانشگاه آزاد اسلامي واحد چالوس 2 - عضو هيات علمي و رياست دانشگاه آزاد اسلامي واحد چالوس 3- عضو هيات علمي داشگاه آزاد اسلامي واحد لاهيجان 4- عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد لاهيجان

چكيده

به منظور بررسي اثر فاصله كاشت و كود نيتروژن بر عملكرد واجزاي عملكرد باقلا ، از آزمايش فاكتوريل با طرح پايه بلوكهاي كامل تصادفي در 3 تكرار، در سال زراعي 90-1389 در شهرستان لاهيجان واقع در استان گيلان اجرا گرديد.فاكتورهاي آزمايش ، سه تراكم (25*25 و35*35 و 45*45 ) بر حسب سانتيمتر و كود نيتروژن در چهار سطح (0 ، 20 ، 40 ، 60 ) بر حسب كيلوگرم انتخاب شدند . در اين آزمايش صفاتي از قبيل عملكرد دانه ، ، وزن 100 دانه ، ، تعداد غلاف ، شاخص برداشت ، اندازه گيري شد.نتايج نشان داد اثر تراكم بوته و كود نيتروژن بر افزایش عملكرد دانه اثر معني داری داشته ،اما وزن 100 دانه ، ، تعداد غلاف در بوته ، تغیر معني داری نداشت. تراكم 25*25 سانتيمتر و تيمار كود نيتروژن با 60 كيلوگرم  در هكتار، بيشترين تاثير را در افزايش عملكرد دانه داشته است . همچنين افزايش مقادير مصرف نيتروژن بر شاخص برداشت نيز معني دار گرديده بطوريكه با افزايش مقدار كود نيتروژن تا 60 كيلوگرم در هكتار شاخص برداشت نيز افزايش پيدا كرده است. اما بر اجزاء عملكرد تغییر معني داری نداشته است .اثر متقابل تراكم و كود نيتروژن نيز بر عملكرد دانه معني دار گرديده، و تراكم 25*25 بوته در واحد سطح  با مقدار 40 كيلوگرم نيتروژن بيشترين عملكرد دانه را نشان داده  است. اما اثر متقابل تراكم و كود نيتروژن بر ساير صفات مورد آزمايش معني دار نگرديده است.

كلمات كليدي : باقلا ، تراكم ، نيتروژن ، عملكرد.

 منبع:

فصلنامه گياهان زينتي و باغباني

Journal of Ornamental and Horticultural Plants

فصلنامه به زبان انگليسي

اثر باكتري هاي حل كننده فسفات و كودهاي فسفاته بر چگونگي رشد گياه برنج

فتخاري سيدقهرمان,فلاح نصرت آباد عليرضا,اكبري غلامعباس,محدثي علي,اله دادي ايرج
مازندران، تنكابن، نشتارود، خيابان 15 خرداد، كاظم آباد

ارتباط نزديکي بين رشد گياهان و کارکرد سيستم هاي ريشه اي و اندام هاي هوايي آنها وجود دارد. از راه بررسي روابط آلومتريک موجود بين اجزاي مختلف ريشه و اندام هوايي، مي توان اثرات متقابل بين ريشه و اندام هوايي را مشخص و کمي کرد. براي بررسي اثرات باکتري هاي حل کننده فسفات در مقايسه با ساير کودهاي فسفاته بر رابطه آلومتري ريشه و اندام هوايي گياه برنج، آزمايشي در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي با سه تکرار در مزرعه ايستگاه تحقيقات برنج کشور واقع در شهرستان تنکابن اجرا شد. تيمارهاي آزمايشي شامل: 1- شاهد (بدون کود فسفاته) 2- کود بيوفسفات گرانوله 3- باکتري حل کننده فسفات 4- سنگ فسفات 5- سوپرفسفات تريپل به ميزان 150 کيلوگرم در هکتار 6- سوپرفسفات تريپل به ميزان 75 کيلوگرم در هکتار 7- باکتري حل کننده فسفات + سنگ فسفات 8- باکتري حل کننده فسفات + سوپر فسفات تريپل (150 کيلوگرم در هکتار) و 9- باکتري حل کننده فسفات + سوپر فسفات تريپل (75 کيلوگرم در هکتار) بودند. صفات مهم ريشه و اندام هوايي شامل وزن خشک ريشه، وزن خشک برگ، وزن خشک ساقه، وزن خشک کل، وزن خشک تک بوته و نسبت وزن خشک ريشه به اندام هوايي مورد ارزيابي قرار گرفتند. اثر تيمارهاي مختلف کودي بر ضريب آلومتريک مورد مطالعه در سطح %5 معني دار شد و بالاترين مقدار تجمع ماده خشک در ساقه و تجمع ماده خشک کل در تيمار ترکيبي باکتري حل کننده فسفات به همراه سنگ فسفات مشاهده گرديد. در پايان رشد بيشترين مقدار ماده خشک ريشه و نسبت ريشه به ساقه مربوط به تيمار سنگ فسفات + باکتري حل کننده فسفات بود و بيشترين مقدار ماده خشک برگ از تيمار سوپرفسفات تريپل 50 درصد بدست آمد. بالاترين ميزان ضريب آلومتريک در مرحله رسيدگي در تيمار ترکيبي باکتري حل کننده فسفات به همراه سنگ فسفات مشاهده گرديد.

كليد واژه: باكتري حل كننده فسفات، سنگ فسفات، ضريب آلومتريك، سوپرفسفات تريپل، برنج

منبع:پژوهش هاي خاك (علوم خاك و آب) 1388

اثر سايه اندازي روي سرعت و دوام پر شدن دانه و عملكرد ارقام باقلا

نصراله زاده صفر,قاسمي گلعذاني كاظم,راعي يعقوب

 گروه اكوفيزيولوژي گياهي، دانشكده كشاورزي، دانشگاه تبريز

آزمايشي دو ساله در مزرعه تحقيقاتي دانشکده کشاورزي دانشگاه تبريز در سال هاي 1381 و 1382 اجرا شد تا تاثير سايه اندازي روي روند پر شدن دانه و عملکرد ارقام باقلا ارزيابي شود. بذرهاي سه رقم باقلا شامل برکت، سرازيري و HBP-B در هشت و 15 ارديبهشت ماه با دست کاشته شدند. هر دو آزمايش بصورت اسپليت پلات با طرح پايه بلوک هاي کامل تصادفي با سه تکرار بودند. سطوح سايه در کرت هاي اصلي و ارقام در کرت هاي فرعي قرار گرفتند. تيمارهاي سايه شامل، بدون سايه (شاهد)، 18 درصد، 48 درصد و 70 درصد سايه بود. دوره پر شدن دانه براي ارقام باقلا مشابه بود، ولي سرعت پر شدن دانه و حداکثر وزن دانه ارقام برکت و سرازيري بيشتر از HBP-B بود. اگرچه، وزن صد دانه بركت و سرازيري بيشتر از HBP-B بود، ولي رقم HBP-B از نظر توليد دانه در بوته و محصول دانه در واحد سطح برتري آشکاري داشت. دوره پر شدن دانه در سايه سه تا چهار روز طولاني تر از شاهد بود که به توليد دانه هاي درشت تر در سايه منجر شد. در نتيجه ميانگين عملکرد دانه باقلا در واحد سطح براي گياهان تحت سايه بيشتر از گياهان بدون سايه بود. بنابراين، باقلا را مي توان در کشت مخلوط و آگروفارستري که نور يک عامل محدودکننده مي باشد، به طور موفقيت آميزي مورد استفاده قرار داد.

كليد واژه: باقلا، پر شدن دانه، سايه اندازي، رقم، عملکرد

 منبع :دانش كشاورزي پايدار (دانش كشاورزي) پاييز 1390

بررسي كارايي چند مايه تلقيح ريزوبيوم بر رشد باقلا در مازندران

خسروي هوشنگ,رمضانپور محمودرضا

در اين تحقيق اثر هفت نوع مايه تلقيح ريزوبيوم در ايستگاه تحقيقات كشاورزي بايع كلاي مازندران بر روي باقلا مورد بررسي قرار گرفت. طرح به صورت بلوك‌هاي كاملاً تصادفي شامل هفت تيمار مايه تلقيح، دو تيمار ازتي 100 و 200 كيلوگرم N در هكتار به شكل اوره و تيمار شاهد بدون تلقيح در چهار تكرار پياده شد. ابعاد كرتها 3 × 5/7 متر در نظر گرفته شد. هر كرت داراي چهار رديف كاشت بود كه تيمارها بر روي دو رديف وسط اعمال شدند. نوع بذر مورد استفاده رقم بركت بود. برداشت در دو مرحله، يكي در اواسط دوران گلدهي، و ديگري در پايان دوره رشد صورت گرفت. داده‌ها مورد تجزيه آماري قرار گرفتند و مقايسه ميانگين ها با روش دانكن در سطح 5% انجام شد. نتايج نشان داد تيمار مايه تلقيح حاوي جدايه باكتري مربوط به خوزستان (Rh6) داراي بيشترين اثر بر عملكرد دانه بود. اين تيمار 5/17% نسبت به شاهد افزايش عملكرد نشان داد. بيشترين جذب ازت در مرحله گلدهي مربوط به تيمار مايه تلقيح حاوي جدايه باكتري مربوط به استان مازندران Rh1)) بود. در حالي كه در برداشت نهايي Rh6 با 35% افزايش در جذب ازت نسبت به شاهد، از همه تيمارها برتر بود. همه تيمارهاي تلقيحي نسبت به شاهد، درجه‌بندي گره را افزايش دادند. اثر بر وزن خشك اندام هوايي در مرحله 50% گلدهي براي دو تيمار مايه تلقيح حاوي جدايه‌هاي باكتري Rh1 و Rh3 از مازندران معني‌دار بود. در اين بررسي مايه تلقيح Rh6 براي ادامه تحقيقات در استان مازندران توصيه شد

كليد واژه: مايه تلقيح، ريزوبيوم، باقلا، مازندران

منبع:علوم خاک و آب 1383

بررسي اثرات مصرف علفكش و تراكم بوته روي جمعيت علف هاي هرز و عملكرد باقلا

قنبري بيرگاني داريوش,سخاوت رضا,اسروش سعيد,شيمي پرويز

 اين تحقيق به منظور بررسي اثرات مصرف علفکش و تراکم بوته روي علف هاي هرز باقلا به صورت

آزمايش کرت هاي خرد شده نواري در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي با 54 تيمار در سه تکرار

در سال هاي زراعي 79-1378 و 80-1379 در مرکز تحقيقات کشاورزي صفي آباد دزفول اجرا شد.

فاصله بين رديف هاي کاشت به عنوان عامل عمودي شامل کاشت باقلا به ترتيب با فاصله رديف

 45، 55 و 65 سانتيمتر، فاصله بوته روي رديف به عنوان عامل افقي شامل کاشت باقلا به ترتيب با

فاصله بين بوته 10، 20 و 30 سانتيمتر روي رديف و تيمارهاي علفکش به عنوان کرت فرعي شامل

کاربرد علفکش هاي کلرتال ديمتيل به ترتيب به ميزان 7.5 و 9 کيلوگرم ماده موثر در هکتار به صورت

 پيش رويشي، بنتازون + هالوکسي فوپ اتوکسي اتيل به ترتيب به ميزان 0.25+0.75 و 0.25+1 

کيلوگرم ماده موثر در هکتار به صورت پس رويشي و شاهد هاي بدون علف هرز و با علف هرز بود.

 در سال 1378  سلمک برگ گزنه اي (.Chenopodium murale L)، پنيرک (.Malva sylvestris L)،

 خردل وحشي (.Sinapis arvensis L) و مجموع علف هاي هرز برگ پهن به وسيله علفکش هاي

 مورد آزمايش کنترل  شدند و وزن خشک علف هاي هرز نيز به وسيله کليه علفکش هاي مورد

 آزمايش کاهش يافت. در سال 1379 نيز چغندر وحشي (.Beta maritime L)، پنيرک و تعداد کل

 علف هاي هرز برگ پهن  به وسيله علفکش هاي مورد آزمايش کنترل شدند و وزن خشک

 علف هاي هرز نيز به وسيله کليه علفکش هاي مورد آزمايش کاهش يافت. در سال 1378 در

 مقايسه با تيمار شاهد با علف هرز کاربرد تيمارهاي کلرتال ديمتيل به ترتيب به ميزان 192 و 156

 درصد، تيمارهاي بنتازون + هالوکسي  فوپ اتوکسي اتيل به ترتيب به ميزان 453 و 457 درصد

 و تيمار با وجين دستي به ميزان 480 درصد و در سال 1379 تيمارهاي کلرتال ديمتيل به

ترتيب به ميزان 28 و 34 درصد، تيمارهاي بنتازون + هالوکسي فوپ اتوکسي اتيل به ترتيب به

ميزان 24 و 47 درصد و تيمار با وجين دستي به ميزان 48 درصد باعث افزايش عملکرد دانه باقلا

شدند. فاصله بين دريف کاشت 45 و 65 سانتيمتر به ترتيب با 3.065 و 2.292 تن در هکتار

بيشترين و کمترين عملکرد دانه باقلا را داشتند. در سال 1379 فاصله بين بوته 10 و 30 سانتيمتر

 به ترتيب با 2.631 و 1.989 تن در هکتار بيشترين و کمترين عملکرد باقلا و در سال 1380 فاصله

 بين بوته 20 و 30 سانتيمتر به ترتيب با 3.781 و 2.466 تن در هکتار  بيشترين و کمترين عملکرد

باقلا را داشتند.براي مبارزه با علف هاي هرز و افزايش ميزان محصول باقلا کاربرد علفکش هاي

 بنتازون + هالوکسي فوپ اتوکسي اتيل به ميزان 0.25+0.75 و يا 0.25+1 کيلوگرم  ماده

موثر در هکتار به صورت پس رويشي و يا کلرتال ديمتيل به ميزان 7.5 و يا 9 کيلوگرم ماده موثر در

 هکتار به صورت پيش رويشي و يا اعمال دوبار وجين دستي 5 و 11 هفته بعد از کاشت و کاشت

باقلا با فاصله بين رديف 45 سانتيمتر و فاصله بين بوته روي رديف 10 و يا 20 سانتيمتر توصيه

مي شود.
 
 
كليد واژه: باقلا، تراكم بوته، علفكش، جمعيت علف هاي هرز

 منبع:مجله علوم زراعي ايران زمستان 1382

اثر تنش سرما بر صفات تشريحي و مورفولوژي در دو رقم مقاوم و حساس برنج در مرحله جوانه زني

قرباني ابوذر*,زرين كمر فاطمه,فلاح اله يار 
* دانشکده علوم زيست شناسي، دانشگاه تربيت مدرس، تهران، ايران

هدف: تنش هاي محيطي به ويژه تنش سرما بر روي ويژگي هاي مورفولوژي، آناتومي و فيزيولوژي گياهان تاثير مي گذارند. برنج، گياه حساس به سرما مي باشد که محصول آن تحت اين تنش تا حد زيادي کاهش مي يابد. با توجه به اهميت برنج، شناخت ارقام متحمل و مکانيسم دفاعي آنها در مقابل دماي پايين ضروري مي رسد.
مواد و روش ها: در اين پژوهش تاثير سرما بر صفات تشريحي و مورفولوژي دو رقم مقاوم (اوندا) و حساس (نعمت) برنج (Oryza sativa) در مرحله جوانه زني به مدت 8 روز تحت دماهاي پايين (15 و 10 درجه سانتي گراد) و شاهد (25 درجه سانتي گراد) بررسي شد.
نتايج: نتايج نشان داد که طول و وزن خشک ساقه چه و ريشه چه هر دو رقم نعمت و اوندا تحت تنش نسبت به شاهد کاهش پيدا کرده، بطوري که در رقم نعمت در دماهاي 15 و 10 درجه سانتي گراد، وزن خشک ساقه چه و ريشه چه به ترتيب با 66، 75، 66.5 و 81 درصد کاهش و طول ساقه چه و ريشه چه با 61، 69، 47 و 72 درصد کاهش نسبت به شاهد نشان داد. اين تغييرات در رقم نعمت در مقايسه با رقم اوندا با کاهش بيشتري همراه بود. بررسي صفات تشريحي نيز نشان داد که در هر دو رقم تحت تاثير تنش سرما با تغييراتي همراه بود که مهمترين اين تغييرات شامل افزايش ضخامت لايه هاي چوب پنبه اي و کاهش ميزان حفرات آئرانشيم که با سلول هاي پارانشيم پر شده بود، مي باشد.
نتيجه گيري: تغييرات بوجود آمده در جهت افزايش مقاومت گياه به تنش دماي پايين بود که رقم اوندا از مکانيسم دفاعي بهتري نسبت به رقم نعمت برخوردار بود.
 
 
كليد واژه: برنج، تنش سرما، آناتومي، آئرانشيم

منبع:سلول و بافت پاييز 1390
 

اثر تاريخ نشاكاري برعملكرد و اجزا عملكرد چند رقم برنج

پيردشتي همت اله,طهماسبي سروستاني زين العابدين,نصيري مرتضي,فلاح ولي محمد

به منظور تعيين اثر تاريخ نشاكاري بر عملكرد و اجزا عملكرد چهار رقم برنج، آزمايشي در سال زراعي 77-1376 در موسسه تحقيقات برنج كشور در آمل به صورت فاكتوريل در قالب بلوك هاي كامل تصادفي در سه تكرار با دو عامل تاريخ نشا كاري(23 ارديبهشت،2 خرداد و 11خرداد) و رقم (طارم، نعمت، ساحل (لاين 73258) و فجر (لاين 7328) به اجرا در آمد. دراين آزمايش صفاتي از قبيل عملكرد دانه، كل ماده خشك (زيست توده)، شاخص برداشت، تعداد پنجه در بوته، تعداد دانه در خوشه، درصد باروري خوشه و وزن هزار دانه در تاريخ هاي مختلف نشاكاري مورد ارزيابي قرار گرفتند. تاخير در نشاكاري موجب كاهش عملكرد دانه، شاخص برداشت، تعداد پنچه در بوته، تعداد دانه در خوشه، درصد باروري خوشه گرديد اما ازنظر وزن هزار دانه و كل ماده خشك (زيست توده) اختلاف معني داري بين تاريخ هاي مختلف نشاكاري وجود نداشت. رقم نعمت در مقايسه با ارقام ديگر داراي ميانگين بالاتري از نظر تعداد پنجه در بوته و وزن هزار دانه بود. بيشترين عملكرد دانه در تاريخ اول نشاكاري (23 ارديبهشت) و براي رقم نعمت به دست آمد. از بين اجزا عملكرد، تعداد پنجه در بوته، وزن هزاردانه و تعداد دانه در خوشه با عملكرد همبستگي مثبت و معني داري را نشان دادند.

منبع:نهال و بذر شهریور 1379

اثر بر همكنش فاصله كاشت و نيتروژن بر رشد و عملكرد برنج (.Oryza sativa L) در تراكم هاي مختلف دژگال

كاظميني سيدعبدالرضا,غديري حسين*

* بخش زراعت و اصلاح نباتات، دانشگاه شيراز

 

در سال 1377 آزمايشي در مركز تحقيقات كشاورزي كوشكك دانشگاه شيراز به منظور بررسي بر همكنش فاصله كاشت بوته هاي برنج و نيتروژن بر رشد و عملكرد برنج در قالب طرح تحقيقاتي كرت هاي دوبار خرد شده اجرا گرديد. عامل اصلي نيتروژن (صفر، 40، 80 و 120 كيلوگرم در هكتار نيتروژن خالص) و عامل فرعي فاصله كاشت بوته برنج (20×20 و 25×25 سانتي متر) و فاكتور فرعي فرعي تراكم علف هرز دژگال (صفر، 10، 20، 30 و 40 بوته در مترمربع) بود. نتايج به دست آمده نشان داد كه با افزايش فاصله كاشت بوته هاي برنج از 20×20 به 25×25 سانتي متر، عملكرد دانه برنج افزايش يافت. همچنين با افزايش فاصله كاشت، از بين اجزاي عملكرد برنج، تعداد خوشه در هر بوته (11.7 در مقابل 13.7) و تعداد دانه در هر بوته (782.2 در مقابل 1202.7) به طور معني داري افزايش يافت. با افزايش تراكم دژگال عملكرد دانه (از 4328 به 2587 كيلوگرم در هكتار) به طور معني داري كاهش يافت. با افزايش كود نيتروژن، عملكرد دانه برنج (از 2818 به 3802 كيلوگرم در هكتار) افزايش يافت، اما بين سطوح 80 و 120 كيلوگرم نيتروژن در هكتار اختلاف معني داري مشاهده نشد. با اضافه شدن كود نيتروژن بازده كود كاهش يافت. افزايش كود نيتروژن، شاخص برداشت را كاهش داد اما اين كاهش معني دار نبود.

منبع:مجله علوم زراعي ايران زمستان 1383

اثر آلومينيوم بر رفتار رشد دانه برنج 30-70 حاوي آهن

اكبري علي*,جمشيدي جم مهديه
 
* گروه مهندسي مواد و متالورژي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد سيرجان

در اين تحقيق اثر آلومينيوم بر رفتار رشد دانه برنج 30-70 حاوي ناخالصي آهن مطالعه شده است. نتايج نشان مي دهند رفتار رشد دانه در دماهاي مختلف متفاوت است، به طوري که در دماهاي کم به صورت غيرنرمال بوده ولي با افزايش دما نرمال مي شود. همچنين محدوده دمايي اين تغيير رفتار با تغيير مقدار آلومينيوم تغيير مي کند، به طوري که با افزايش مقدار آلومينيوم اين دما افزايش مي يابد. وقوع رشد دانه غيرنرمال و تحول آن به رشد دانه نرمال در دماهاي بالاتر مي تواند به اثر ممانعت ناخالصي روي حركت مرز دانه ها نسبت داده شود.
 
 
كليد واژه: برنج 30-70، رشد دانه غيرنرمال، توزيع اندازه دانه، ممانعت ناخالصي

منبع: مهندسي مواد مجلسي زمستان 1387

بررسی میزان و تقسیط کود نیتروژن بر درصد پروتئین و آمیلوز دانه برنج

دانش آموخته کارشناسی ارشد زراعت دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراك ،سمانه مشایخی

الهیار فلاح، عضو هیات علمی موسسه تحقیقات برنج کشور - آمل

حمید مدنی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراك

نورعلی ساجدي، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد واحد اراك

چکیده

درصد پروتئین و آمیلوز ممکن است متأثر از عنصر نیتروژن و تقسیط آن در شالیزارها باشد . به همین

منظور آزمایش مزرعه اي جهت بررسی میزان و تقسیط کود نیتروژن بر عملکرد برخی از صفات کیفی دانه

برنج رقم طارم محلی انجام گرفت . نوع آزمایش فاکتوریل در قالب بلوك هاي کامل تصادفی در سه تکرار

1386 در مزارع مرکز تحقیقات برنج کشور، آمل انجام شد . در ا ین بررسی سه - بود که در سال زراعی 87

46 و 69 کیلوگرم در هکتار عامل اصلی و عامل فرعی سه نحوه تقسیط کود نیتروژن بود ، سطح نیتروژن 23

که در سه مرحله رشد گیاه تقسیط گردید . نتایج این بررسی نشان داد میزان آمیلوز دانه برنج با افزایش

نیتروژن و تقسیط، روند کاهشی را طی کرد . بیشترین درصد پروت ئین با مصرف 69 کیلوگرم نیتروژن در

هکتار به دست آمد و با انجام دو مرحله تقسیط، درصد پروتئین نسبت به سایر تیمارها افزایش نشان داد . با

افزایش میزان نیتروژن عملکرد دانه نیز افزایش نشان داد . هر چه بر تعداد تقسیط نیتروژن افزوده گردید،

میزان عملکرد برنج افزایش یافت.

واژه هاي کلیدي: برنج، تقسیط نیتروژن، پروتئین دانه، آمیلوز دانه

منبع:

یافته هاي نوین کشاورزي

سال سوم- شماره 2- زمستان 13۸۷